خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که از عشق و اشتیاق سخن می‌گوید. در آن، نشانه‌های عشق و شور درونی از هر سو نمایان می‌شود. از آتش دل و نور شمع تا آفتاب پنهان، همه نمادهایی از این احساسات عمیق هستند. همچنین، اشاره‌هایی به غیب و اسرار وجود دارد که بر عمق و رمزآلودگی متن می‌افزاید.

این متن دارای مفاهیم عمیق و نمادین است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم فلسفی مانند غیب و اسرار، نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت می‌شود.

مشاهده کامل

غزل ۸۳۴ - از دل رفته نشان می‌آید

از دلِ رفته نِشان می‌آید
بویِ آن جان و جهان می‌آید ۱

نَعْره و غُلْغُله آن مَستان
آشکارا و نَهان می‌آید ۲

گوهر از هر طَرَفی می‌تابَد
پایْ کوبانْ سویِ جان می‌آید ۳

از دَرِ مَشْعَله دارانِ فَلَک
آتشِ دلْ به دَهان می‌آید ۴

جانِ پروانه میان می‌بَندَد
شمعِ روشنْ به میان می‌آید ۵

آفتابی که زِ ما پنهان بود
سویِ ما نورفَشان می‌آید ۶

تیر از غَیب اگر پَرّان نیست
پس چرا بانگِ کَمان می‌آید؟ ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۳۳ - مرگ ما هست عروسی ابد
گوهر بعدی:غزل ۸۳۵ - گل خندان که نخندد چه کند؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.