خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن بیان میکند که تنها درمان دردهایش عشق به معشوق است و جز آینهای که شوق او را نشان دهد، چیزی پیش رویش نیست. او تأکید میکند که دیگران چیزهای مختلفی میخواهند، اما برای او فقط معشوق اهمیت دارد و با شناخت معشوق، دیگر خبری از خودش باقی نمیماند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده مانند 'آینهٔ شوق' نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۴۱ - جز درد تو درمان دل ریشم نیست
جز درد تو درمان دل ریشم نیست
جز آینهٔ شوق تو در پیشم نیست ۱
هر کس چیزی میطلبد، از تو مرا،
چون از تو خبر شد، خبر از خویشم نیست ۲
جز آینهٔ شوق تو در پیشم نیست ۱
هر کس چیزی میطلبد، از تو مرا،
چون از تو خبر شد، خبر از خویشم نیست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰ - دل سِرّ تو در نو و کهن بازنیافت
گوهر بعدی:شماره ۴۲ - حالم ز من سوخته خرمن بمپرس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.