خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از دست دادن تواناییهای جسمی و روحی خود را بیان میکند و از حیرانی و سوزش جانش میگوید. همچنین، به دانش منحصربهفرد خود اشاره میکند که دیگران از آن بیخبرند و از اینکه دیگران به او میگویند به آن دانش عمل کند، در حالی که خودش به آن باور ندارد، اظهار ناتوانی میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. همچنین، بیان احساسات پیچیده مانند حیرانی و ناتوانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۳۰ - از دست بشد تن و توانم چه کنم
از دست بشد تن و توانم چه کنم
در حیرانی بسوخت جانم چه کنم ۱
آن چیز که دانم که ندانست کسی
گویند بدان، من بندانم چه کنم ۲
در حیرانی بسوخت جانم چه کنم ۱
آن چیز که دانم که ندانست کسی
گویند بدان، من بندانم چه کنم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹ - این درد جگرسوز که در سینه مراست
گوهر بعدی:شماره ۳۱ - در حیرانی بنده وآزاد هنوز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.