خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد و اندوه عمیق خود میگوید که دلیل آن را نمییابد. دلش مانند پرندهای از آشیانه دور افتاده و هرچه تلاش میکند، راه بازگشت را نمییابد.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غمگین است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای ادبی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۱۸ - دل خون شد و سررشتهٔ این راز نیافت
دل خون شد و سررشتهٔ این راز نیافت
جز غصه ز انجام وز آغاز نیافت ۱
مرغ دل من ز آشیان دور افتاد
ای بس که طپید و آشیان باز نیافت ۲
جز غصه ز انجام وز آغاز نیافت ۱
مرغ دل من ز آشیان دور افتاد
ای بس که طپید و آشیان باز نیافت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷ - دل بر سرِ این راه خطرناک بسوخت
گوهر بعدی:شماره ۱۹ - این دل که بسوخت روز و شب در تک و تاز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.