خلاصه و ردهبندی سنی
15+
در این متن، شاعر از درد عشق و اندوه ناشی از آن سخن میگوید. گاهی از غم معشوق به ستوه میآید و گاهی درد دل خود را بازگو میکند. شاعر از سرگشتگی و جستجوی بیفرجام در جهان مینالد و در نهایت به این نتیجه میرسد که گمشدهاش را نمییابد.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیدهای است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است با تجربیات عاطفی آنها همخوانی نداشته باشد.
شماره ۳۷ - گاه از غم اودست ز جان میشویی
گاه از غم اودست ز جان میشویی
گه قصهٔ او به دردِ دل میگویی ۱
سرگشته چرا گِردِ جهان میپویی
کار از تو برون نیست کرا میجویی ۲
گه قصهٔ او به دردِ دل میگویی ۱
سرگشته چرا گِردِ جهان میپویی
کار از تو برون نیست کرا میجویی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶ - هر سر که درین هر دو جهان داشتهاند
گوهر بعدی:شماره ۳۸ - ای از تن منقلب گذر ناکرده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.