خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن به موضوع گذر عمر و مرگ می‌پردازد و تأکید می‌کند که انسان باید از زمان حال بهره ببرد و به فکر آینده باشد. همچنین، متن به اهمیت پرورش روح و حکمت اشاره می‌کند و از مرگ به عنوان واقعیتی اجتناب‌ناپذیر یاد می‌کند که باید با آگاهی و عقلانیت با آن مواجه شد.

متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، موضوع مرگ و گذر زمان ممکن است برای سنین پایین‌تر سنگین و نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

غزل ۸۲۳ - عمر بر اومید فردا می‌رود

عُمر بر اومیدِ فردا می‌رَوَد
غافلانه سویِ غوغا می‌رَوَد ۱

روزگارِ خویش را امروز دان
بِنْگَرَش تا در چه سودا می‌رَوَد ۲

گَهْ به کیسه گَهْ به کاسه عُمر رفت
هر نَفَس از کیسه ما می‌رَوَد ۳

مرگْ یک یک می‌بَرَد وَزْ هَیْبَتَش
عاقلان را رَنگ و سیما می‌رَوَد ۴

مرگْ در رَهْ ایستاده مُنْتَظِر
خواجه بر عَزمِ تماشا می‌رَوَد ۵

مرگْ از خاطِر به ما نزدیک تَر
خاطِرِ غافِلْ کجاها می‌رَوَد ۶

تَنْ مَپَروَر زان که قُربانی‌ست تَنْ
دل بِپَروَر دل به بالا می‌رَوَد ۷

چَرب و شیرین کَم دِهْ این مُردار را
زان کِه تَنْ پَروَرْد رُسوا می‌رَوَد ۸

چَرب و شیرین دِهْ زِ حِکْمَت روح را
تا قَوی گردد که آن جا می‌رَوَد ۹

حِکْمَتَت از شَهْ صَلاحُ الدّین رَسَد
آن که چون خورشیدْ یکتا می‌رَوَد ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۲۲ - عشق اکنون مهربانی می‌کند
گوهر بعدی:غزل ۸۲۴ - عاشقان پیدا و دلبر ناپدید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.