خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد و رنج دل خود میگوید و تصمیم میگیرد که از این وضعیت رها شود. همچنین، به عشقی اشاره میکند که نامش بر جان او نقش بسته و قصد دارد پردهها را کنار زده و به آن عشق برسد.
متن دارای مفاهیم عاطفی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و ادبیات غنی ممکن است برای گروههای سنی پایین مناسب نباشد.
شماره ۱۲ - دل را که هزار باره در خون کشمش
دل را که هزار باره در خون کشمش
وقت است که در خطهٔ بیچون کشمش ۱
وان شاهدِ پردگی که جان دارد نام
مویش گیرم ز پرده بیرون کشمش ۲
وقت است که در خطهٔ بیچون کشمش ۱
وان شاهدِ پردگی که جان دارد نام
مویش گیرم ز پرده بیرون کشمش ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱ - با ما بنشین که هر دو همدم بودیم
گوهر بعدی:شماره ۱۳ - ای آن که به قدر برتر از افلاکی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.