خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از بیخبری دل و رنجهای جان خود میگوید و از این که حضور یا عدم حضور او در جهان تغییری در آن ایجاد نمیکند، به حیرت و پرسش درباره هدف وجودی خود میپردازد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با این موضوعات ارتباط برقرار کنند.
شماره ۴۸ - من زین دل بیخبر بجان آمدهام
من زین دل بیخبر بجان آمدهام
وز جان ستم کش به فغان آمدهام ۱
چون کار جهان با من و بی من یک سانسْت
پس من به چه کاردر جهان آمدهام ۲
وز جان ستم کش به فغان آمدهام ۱
چون کار جهان با من و بی من یک سانسْت
پس من به چه کاردر جهان آمدهام ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷ - دل رفت و جگر با دل ریش آمد باز
بعدی:باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.