خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن از احساس گمگشتگی و سردرگمی خود میگوید. او از افتادن در یک وضعیت بیهدف و نامعلوم سخن میگوید و تلاش میکند تا دلیل این وضعیت را توضیح دهد. با دیدن سایه خود در نور خورشید، متوجه وضعیت خود میشود و در نهایت در همان وضعیت گرفتار میشود.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره و نمادگرایی در متن نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۵ - این بیخودیی که من در آن افتادم
این بیخودیی که من در آن افتادم
شرحش بدهم که از چسان افتادم ۱
خورشید بتافت سایه دیدم خود را
برخاستم و در آن میان افتادم ۲
شرحش بدهم که از چسان افتادم ۱
خورشید بتافت سایه دیدم خود را
برخاستم و در آن میان افتادم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴ - هیچم من و در گفت و شنید آمدهام
گوهر بعدی:شماره ۴۶ - ای دل! دیدی که هرچه دیدی هیچ است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.