این متن شعری است که به موضوعات عشق، فرار از سرنوشت، و گریز از مشکلات و چالشهای زندگی میپردازد. شاعر از تشبیهات مختلفی مانند شیر، طوطی، پشه، و دزد شب استفاده میکند تا مفاهیم عمیقتری مانند عشق، ترس، و فرار از سرنوشت را بیان کند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که گریز از مشکلات و سرنوشت بیفایده است و باید با آنها روبرو شد.
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از تشبیهات و استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد تا بتواند به درستی درک و تفسیر شود.
غزل ۷۹۴ - هر که از حلقهٔ ما جای دگر بگریزد
همچُنان باشد کَزْ سَمْع و بَصَر بُگْریزد ۱
زان خورَد خونِ جِگَر عاشق زیرا شیر است
شیردل کِی بُوَد آن کو زِ جِگَر بُگْریزد ۲
دلْ چو طوطی بُوَد و جورِ دِلارامْ شِکَر
طوطییی دید کسی کو زِ شِکَر بُگْریزد؟ ۳
پَشه باشد که به هر بادِ مُخالفْ بِرَوَد
دُزدِ شب باشد کَزْ نورِ قَمَر بُگْریزد ۴
هر سَری را که خدا خیره و کالیوه کُند
صَدْرِ جَنَّت بِهِلَد سویِ سَقَر بُگْریزد ۵
وان کِه واقِف بُوَد از مرگ سویِ مرگ گُریخت
سویِ مُلْکِ اَبَد و تاج و کَمَر بُگْریزد ۶
چون قَضا گفت فُلانی به سَفَر خواهد مُرد
آن کَس از بیم اَجَل سویِ سَفَر بُگْریزد ۷
بَس کُن و صید مَکُن آن کِه نَیَرزَد به شکار
که خیالِ شب و شب هم زِ سَحَر بُگْریزد ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.