خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این شعر، شاعر بیان میکند که در عشق به معشوق، شادی و غم برایش معنایی ندارد و وجود خود را در برابر این عشق، هیچ میپندارد. او تمام حیلهها و تلاشهایش را آزموده و در پایان دریافته که همهی آنها بیارزش و پوچ بودهاند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد و نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد.
شماره ۱۰۰ - در عشق توام شادی و غم هیچ نبود
در عشق توام شادی و غم هیچ نبود
پندار وجودم چو عدم هیچ نبود ۱
هر حیله که بود کردم و آخر کار
معلومم شد کان همه هم هیچ نبود ۲
پندار وجودم چو عدم هیچ نبود ۱
هر حیله که بود کردم و آخر کار
معلومم شد کان همه هم هیچ نبود ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۹ - چون باز دلم غمِ ترا زقّه نهاد
بعدی:باب پنجم: در بیان توحید به زبان تفرید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.