خلاصه و ردهبندی سنی
15+
در این متن، شاعر بیان میکند که جانها از عشق به معشوق میسوزند و از هستی خود چشم میپوشند. در حضور معشوق که مانند آفتاب پرتوافکن است، جانها همچون ستارگان در روز روشن و تابان میشوند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و شعری است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۶۵ - جانها چو ز شوق تو بسوزند همه
جانها چو ز شوق تو بسوزند همه
از هستی خود دیده بدوزند همه ۱
در حضرت تو که آفتاب قدم است
جانها چو ستارگان به روزند همه ۲
از هستی خود دیده بدوزند همه ۱
در حضرت تو که آفتاب قدم است
جانها چو ستارگان به روزند همه ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۴ - ای خورده غم تو یک به یک چندینی
گوهر بعدی:شماره ۶۶ - جان از طلب روی تو آبی گردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.