این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از ورود معشوقی الهی به دل خود سخن میگوید. این ورود باعث تحولات عمیقی در وجود شاعر و جهان اطراف او میشود. همه چیز از بت و بتپرست تا مؤمن در برابر جمال این معشوق سجده میکنند. شاعر از تغییرات شگرفی که در نتیجه این ورود رخ داده است، سخن میگوید: جور به وفا، تیرگی به صفا، و صفت بشر به صفت خدا تبدیل میشود. همه چیز در هم میآمیزد و وحدت برقرار میشود. شاعر از رسیدن آب حیات و سقایی که آن را میآورد، سخن میگوید.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۷۷۴ - به میان دل خیال مه دلگشا درآمد
چو نه راه بود و نی دَر عَجَب از کجا دَرآمَد؟ ۱
بُت و بُت پَرَست و مؤمن همه در سُجود رفتند
چو بِدان جَمال و خوبی بُتِ خوشْ لِقا دَرآمَد ۲
دلِ آهَنَم چو آتش چه خوش است در مَنارَش
نه که آیِنِه شود خوش چو دَرو صَفا دَرآمَد؟ ۳
به چه نوعْ شُکر گویم که شِکَرسِتانِ شُکرَم
زِ دَرِ جَفا بُرون شُد زِ دَرِ وَفا دَرآمَد ۴
همه جورها وَفا شُد همه تیرگیْ صَفا شُد
صِفَتِ بَشَر فَنا شُد صِفَتِ خدا دَرآمَد ۵
همه نَقْشها بُرون شُد همه بَحرْ آبگون شُد
همه کِبْریا بُرون شُد همه کِبْریا دَرآمَد ۶
همه خانهها که آمد دَرِ آن به سویِ دریا
چو فُزود موجِ دریا همه خانهها دَرآمَد ۷
همه خانهها یکی شُد دو مَبینْ به آبْ بِنْگَر
که جُدا نِیَند اگرچه که جُدا جُدا دَرآمَد ۸
همه کوزهها بیارید همه خُنْبها بِشویید
که رَسید آبِ حیوان و چُنین سَقا دَرآمَد ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.