خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوع عشق الهی و تسلیم شدن در برابر آن میپردازد. در این شعر، شاعر از تبدیل شدن به عشق و جنون، رهایی از تعلقات دنیوی و رسیدن به روشنایی و صفای درونی سخن میگوید. همچنین، به نقش عنایات الهی در بخشش گناهان و تبدیل جنایات به لطف خدا اشاره میکند. در نهایت، شاعر از سفر روحانی و حضور دائمی در نزدیکی حق تعالی سخن میگوید.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیدهی عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
غزل ۷۶۰ - خنک آن کس که چو ما شد همه تسلیم و رضا شد
خُنُک آن کَس که چو ما شُد همه تسلیم و رِضا شُد
گِروِ عشق و جُنون شُد گُهَرِ بَحرِ صَفا شُد ۱
مَهْ و خورشیدْ نَظَر شُد که ازو خاکْ چو زَر شُد
به کَرَمْ بَحرِ گُهَر شُد به رَوِشْ بادِ صَبا شُد ۲
چو شَهِ عشقْ کَشیدش زِ همه خَلْق بُریدَش
نَظَرِ عشقْ گُزیدَش همه حاجاتْ رَوا شُد ۳
به سَفَر چون مَهِ گَردونْ به شبِ چارده پُر شُد
به نَظَرهایِ الهی به یکی لحظه کجا شُد ۴
دلِ تو کرد چَرایی به بُرون زآخُرِ قالَب
وَگَر آن نیست به هر شب به چَراگاه چرا شُد؟ ۵
خُنُک آن گَهْ که کُند حَقْ گُنَهَت طاعَتِ مُطْلَق
خُنُک آن دَم که جِنایاتْ عِنایاتِ خدا شُد ۶
سَفَرِ مُشکل و دورَش بِشُد و مانْد حُضورَش
زِ درونْ قوَّتِ نورَش مَدَدِ نورِ سَما شُد ۷
گِروِ عشق و جُنون شُد گُهَرِ بَحرِ صَفا شُد ۱
مَهْ و خورشیدْ نَظَر شُد که ازو خاکْ چو زَر شُد
به کَرَمْ بَحرِ گُهَر شُد به رَوِشْ بادِ صَبا شُد ۲
چو شَهِ عشقْ کَشیدش زِ همه خَلْق بُریدَش
نَظَرِ عشقْ گُزیدَش همه حاجاتْ رَوا شُد ۳
به سَفَر چون مَهِ گَردونْ به شبِ چارده پُر شُد
به نَظَرهایِ الهی به یکی لحظه کجا شُد ۴
دلِ تو کرد چَرایی به بُرون زآخُرِ قالَب
وَگَر آن نیست به هر شب به چَراگاه چرا شُد؟ ۵
خُنُک آن گَهْ که کُند حَقْ گُنَهَت طاعَتِ مُطْلَق
خُنُک آن دَم که جِنایاتْ عِنایاتِ خدا شُد ۶
سَفَرِ مُشکل و دورَش بِشُد و مانْد حُضورَش
زِ درونْ قوَّتِ نورَش مَدَدِ نورِ سَما شُد ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۵۹ - دل من رای تو دارد سر سودای تو دارد
گوهر بعدی:غزل ۷۶۱ - چو سحرگاه ز گلشن مه عیار برآمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.