خلاصه و ردهبندی سنی
15+
متن درباره فردی نادان است که با شمعی از خانه خارج میشود و فکر میکند بدون شمع نمیتوان خورشید را دید. این شعر به مفاهیم نادانی، خودشناسی، فنا و بقا اشاره دارد و تشویق میکند که با شناخت حقیقت خود، به بقای واقعی برسیم.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای کودکان دشوار است و نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
الحکایه و التمثیل
برون شد ابلهی با شمع از در
بدید از چرخ خورشید منور ۱
ز جهل خود چنان پنداشت جاوید
که بی این شمع نتوان دید خورشید ۲
بدو بشناس او را و فنا شو
در آن عین فنا عین بقا شو ۳
تو باقی گردی ار گردی تو فانی
تو مانی جمله گر بی تو تو مانی ۴
بدید از چرخ خورشید منور ۱
ز جهل خود چنان پنداشت جاوید
که بی این شمع نتوان دید خورشید ۲
بدو بشناس او را و فنا شو
در آن عین فنا عین بقا شو ۳
تو باقی گردی ار گردی تو فانی
تو مانی جمله گر بی تو تو مانی ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:الحکایه و التمثیل
گوهر بعدی:الحکایه و التمثیل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.