خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از مفاهیمی مانند عشق، چشم بد، تقدیر و حکمت الهی سخن میگوید. او از تأثیرات منفی چشم بد و نگرانیهای ناشی از آن صحبت میکند، اما در نهایت به این نتیجه میرسد که همه چیز تحت اراده خداوند است و نباید از چشم بد ترسید. همچنین، شاعر از تلخیها و شیرینیهای عشق و زندگی سخن میگوید و اشاره میکند که همه چیز در نهایت خیال و گذرا است.
این متن شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد.
غزل ۷۴۴ - رو ترش کردی مگر دی بادهات گیرا نبود؟
رو تُرُش کردی مَگَر دی بادهاَت گیرا نبود؟
ساقی اَت بیگانه بود و آن شَهِ زیبا نبود؟ ۱
یا به قاصِد رو تُرُش کردی زِ بیمِ چَشمِ بَد
بر کُدامین یوسُف از چَشمِ بَدان غوغا نبود؟ ۲
چَشمِ بَد خَسْتَش وَلیکِن عاقِبَتْ مَحْمود بود
چَشمِ بَد با حِفْظِ حَق جُز باطِل و سودا نبود ۳
هین مَتَرس از چَشمِ بَد وان ماه را پنهان مَکُن
آن مَهِ نادر که او در خانهٔ جوزا نبود ۴
در دلِ مَردانِ شیرین جُمله تَلْخیهایِ عشق
جُز شراب و جُز کَباب و شِکر و حَلْوا نبود ۵
این شراب و نُقْل و حَلْوا هم خیالِ اَحْوَلیست
اَنْدَران دریایِ بیپایان به جز دریا نبود ۶
یک زمانْ گرمی به کاری یک زمانْ سَردی در آن
جُز به فَرمانِ حَق این گرما و این سرما نبود ۷
هین خَمُش کُن در خَموشی نَعْره میزَن روحْ وار
تو کِه دیدی زین خَموشان کو به جانْ گویا نبود؟ ۸
ساقی اَت بیگانه بود و آن شَهِ زیبا نبود؟ ۱
یا به قاصِد رو تُرُش کردی زِ بیمِ چَشمِ بَد
بر کُدامین یوسُف از چَشمِ بَدان غوغا نبود؟ ۲
چَشمِ بَد خَسْتَش وَلیکِن عاقِبَتْ مَحْمود بود
چَشمِ بَد با حِفْظِ حَق جُز باطِل و سودا نبود ۳
هین مَتَرس از چَشمِ بَد وان ماه را پنهان مَکُن
آن مَهِ نادر که او در خانهٔ جوزا نبود ۴
در دلِ مَردانِ شیرین جُمله تَلْخیهایِ عشق
جُز شراب و جُز کَباب و شِکر و حَلْوا نبود ۵
این شراب و نُقْل و حَلْوا هم خیالِ اَحْوَلیست
اَنْدَران دریایِ بیپایان به جز دریا نبود ۶
یک زمانْ گرمی به کاری یک زمانْ سَردی در آن
جُز به فَرمانِ حَق این گرما و این سرما نبود ۷
هین خَمُش کُن در خَموشی نَعْره میزَن روحْ وار
تو کِه دیدی زین خَموشان کو به جانْ گویا نبود؟ ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۴۳ - آن زمانی را که چشم از چشم او مخمور بود
گوهر بعدی:غزل ۷۴۵ - آمدم تا رو نهم بر خاک پای یار خود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.