خلاصه و ردهبندی سنی
14+
در این متن، حکایتی از یک فرد دانا نقل میشود که پس از سفر به هفت اقلیم، تنها یک فرد کامل و نیمفرد دیگر را یافته که از دیگران بدگویی نکردهاند. نیمفرد کسی است که همیشه از دیگران خوبی میگوید. در پایان، اشاره میشود که اگر کسی همزمان خوب و بد بگوید، دل و جانش روشن نیست، اما اگر از این حالت خارج شود، جانش به قدس مشغول میشود.
متن دارای مفاهیم اخلاقی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از زبان ادبی و کهن ممکن است برای کودکان دشوار باشد.
(۱۴) سخن گفتن آن مرد در غیبت
بزرگی بود میگفت و شنود او
بسی گرد جهان گردیده بود او ۱
یکی گفتش که ای دانای دمساز
کرا دیدی کزو گوئی سخن باز ۲
چنین گفت او که گشتم هفت اقلیم
ندیدم در جهان جز یک کس و نیم ۳
یکی آن بود مانده در پسی او
که نه نیک و نه بد گفت از کسی او ۴
ولکین نیمهٔ آن بود کز عز
بجز نیکو نگفت از خلق هرگز ۵
ترا تانیک و بد همراه باشد
نه دل بینا نه جان آگاه باشد ۶
ولیکن چون نه این ماند نه آنت
بسرّ قدس مشغولست جانت ۷
بسی گرد جهان گردیده بود او ۱
یکی گفتش که ای دانای دمساز
کرا دیدی کزو گوئی سخن باز ۲
چنین گفت او که گشتم هفت اقلیم
ندیدم در جهان جز یک کس و نیم ۳
یکی آن بود مانده در پسی او
که نه نیک و نه بد گفت از کسی او ۴
ولکین نیمهٔ آن بود کز عز
بجز نیکو نگفت از خلق هرگز ۵
ترا تانیک و بد همراه باشد
نه دل بینا نه جان آگاه باشد ۶
ولیکن چون نه این ماند نه آنت
بسرّ قدس مشغولست جانت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:(۱۳) در معنی آن که غیبت گناهی بزرگ است
بعدی:بخش بیستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.