خلاصه و ردهبندی سنی
15+
پدر به فرزندش هشدار میدهد که دنیا فانی است و نباید خود را با بار مشکلات دیگران خسته کرد. او اشاره میکند که چه در فقر باشی و چه در ثروت، پایان کار مرگ است و از فرزندش میپرسد که با دانستن ناپایداری قدرت، چه انتظاری از دنیا دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای کودکان دشوار است. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با موضوعات مطرح شده مانند فانی بودن دنیا و مرگ ارتباط برقرار کنند.
جواب پدر
پدر گفتش عزیزا چند گوئی
ز غفلت ملک فانی چند جوئی ۱
چو باقی نیست ملکت جز زمانی
مکن در گردنت بار جهانی ۲
چو بار خود بتنها بر نتابی
ببار خلق عالم چون شتابی؟ ۳
ز درویشی چو مردن هست دشوار
ز شاهی چون بمیری آخر کار؟ ۴
چو میبینی زوال پادشاهی
عجب میآیدم تا می چه خواهی ۵
ز غفلت ملک فانی چند جوئی ۱
چو باقی نیست ملکت جز زمانی
مکن در گردنت بار جهانی ۲
چو بار خود بتنها بر نتابی
ببار خلق عالم چون شتابی؟ ۳
ز درویشی چو مردن هست دشوار
ز شاهی چون بمیری آخر کار؟ ۴
چو میبینی زوال پادشاهی
عجب میآیدم تا می چه خواهی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:المقالة السابع عشر
گوهر بعدی:(۱) حکایت گوسفندان و قصّاب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.