خلاصه و ردهبندی سنی
16+
پسر بیان میکند که هیچ انسانی را ندیده که آرزوی پادشاهی نداشته باشد. او تأکید میکند که ارزش پادشاهی به حدی است که افراد برای آن جان خود را فدا میکنند. در پایان، نقلقولی از یک حکیم آورده شده که میگوید اگر روزی پادشاهی نصیب کسی شود، آن روز خوشی خواهد بود.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و اجتماعی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، موضوع آرزو و پادشاهی میتواند برای نوجوانان و بزرگسالان جذاب و قابل تأمل باشد.
المقالة السادس عشر
پسر گفتش که هرگز آدمی زاد
ندیدم ز آرزوی ملک آزاد ۱
نمیدانم من از مه تا بماهی
کسی را کو نخواهد پادشاهی ۲
کمال ملک نتوان داد از دست
که بهر ملک تن جان داد از دست ۳
نکو گفت آن حکیم مشتری فش
که گر شاهی بوَد روزی بوَد خوش ۴
ندیدم ز آرزوی ملک آزاد ۱
نمیدانم من از مه تا بماهی
کسی را کو نخواهد پادشاهی ۲
کمال ملک نتوان داد از دست
که بهر ملک تن جان داد از دست ۳
نکو گفت آن حکیم مشتری فش
که گر شاهی بوَد روزی بوَد خوش ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
قبلی:بخش پانزدهم
گوهر بعدی:جواب پدر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.