خلاصه و ردهبندی سنی
12+
محمود از پسرش میپرسد تعداد فیلهایش را که نمیداند. پسر میشمارد و میگوید هزار و چهارصد فیل هستند. محمود به یاد میآورد که قبلاً حتی یک بز هم نداشته و این نعمتها را از لطف خدا میداند. سپس بر اهمیت شکرگزاری نعمتهای الهی تأکید میکند و بیان میکند که اگر نفس در شکر کاهل باشد، دل باید این مشکل را حل کند. در پایان اشاره میکند که هرکس بر اساس داشتههایش عمل میکند.
متن دارای مفاهیم اخلاقی و مذهبی نسبتاً عمیق است که درک آن برای کودکان زیر 12 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعاره و زبان شعرگونه نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
(۱۷) حکایت محمود و شمار کردن پیلان
مگر یک روز محمود عدوبند
پسر را گفت کای داننده فرزند ۱
ببین تا پیل چندست این زمانم
که من اکنون عددشان میندانم ۲
پسر بشمرد و گفتش ای خداوند
هزار و چار صد پیلست در بند ۳
شهش گفتا که خود را یاد دارم
که یک بُز مینیامد در شمارم ۴
کنون گر تا بعرشم کار و بارست
ز من نیست آن ز فضل کردگارست ۵
چو هستت نعمت حق بیکناره
ترا از شکرِ منعم نیست چاره ۶
چو در حقّ تو نعمت بر دوامست
دمی بی شکرِ حق بودن حرامست ۷
وگر نفس تودر شکرست کاهل
دلت باید که این مشکل کند حل ۸
چو نفست کاهلی دارد همیشه
دلت را هست جِدّ و جهد پیشه ۹
چو نفست مردِ کار خویش باشد
دلت در کار خود درویش باشد ۱۰
نکو زان سود کرد و بد زیان کرد
که هر کس آنچه دارد خرج آن کرد ۱۱
پسر را گفت کای داننده فرزند ۱
ببین تا پیل چندست این زمانم
که من اکنون عددشان میندانم ۲
پسر بشمرد و گفتش ای خداوند
هزار و چار صد پیلست در بند ۳
شهش گفتا که خود را یاد دارم
که یک بُز مینیامد در شمارم ۴
کنون گر تا بعرشم کار و بارست
ز من نیست آن ز فضل کردگارست ۵
چو هستت نعمت حق بیکناره
ترا از شکرِ منعم نیست چاره ۶
چو در حقّ تو نعمت بر دوامست
دمی بی شکرِ حق بودن حرامست ۷
وگر نفس تودر شکرست کاهل
دلت باید که این مشکل کند حل ۸
چو نفست کاهلی دارد همیشه
دلت را هست جِدّ و جهد پیشه ۹
چو نفست مردِ کار خویش باشد
دلت در کار خود درویش باشد ۱۰
نکو زان سود کرد و بد زیان کرد
که هر کس آنچه دارد خرج آن کرد ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:(۱۶) حکایت مهستی دبیر با سلطان سنجر
گوهر بعدی:(۱۸) حکایت عیسی علیه السلام با جهودان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.