خلاصه و ردهبندی سنی
12+
متن درباره بهلول است که وقتی بر او غالب میشود، از او بریانی و حلوا میگیرد و با شادی میخورد. وقتی کسی به او میگوید که چرا به دیگران نمیدهی، بهلول عصبانی میشود و میگوید که هرچه خدا داده را باید راضی بود و اگر دستت رسید، همانگونه رفتار کن. این متن بر رضایت به قضای الهی و درک حکمتهای خداوند تأکید دارد.
متن دارای مفاهیم اخلاقی و عرفانی است که درک آن برای کودکان کمسنجش دشوار است. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند از مفاهیم عمیق آن بهرهمند شوند.
(۱۰) حکایت بهلول و حلوا و بریان
چو غالب گشت بر بهلول سوداش
زُ بَیده داد بریانی و حلواش ۱
نشست و شاد میخورد، آن یکی گفت
که میندهی کسی را، او برآشفت ۲
که حق چون این طعامم این زمان داد
چگونه این زمان با او توان داد ۳
ترا هرچ او دهد راضی بدان باش
وگر دستت دهد هم داستان باش ۴
که هر حکت که از پیشان روانست
تو نشاسی و درخورد تو آنست ۵
زُ بَیده داد بریانی و حلواش ۱
نشست و شاد میخورد، آن یکی گفت
که میندهی کسی را، او برآشفت ۲
که حق چون این طعامم این زمان داد
چگونه این زمان با او توان داد ۳
ترا هرچ او دهد راضی بدان باش
وگر دستت دهد هم داستان باش ۴
که هر حکت که از پیشان روانست
تو نشاسی و درخورد تو آنست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:(۹) حکایت آن مرغ که در سالی چهل روز بیضه نهد
گوهر بعدی:(۱۱) سؤال موسی از حق سبحانه و تعالی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.