خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

متن درباره فردی دیوانه است که بر سر راه نشسته و بر خاکستر گریه می‌کند. وقتی از او پرسیده می‌شود چرا اینقدر زار می‌گرید، پاسخ می‌دهد که جانش پر شور است و مانند شمعی در اشک غرق شده است. او احساس می‌کند که باید به حق پایبند باشد، اما حق او را نمی‌خواهد.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده مانند «شمعی غرقه در اشک» نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

(۱۲) حکایت دیوانه که می‬گریست

یکی دیوانه بودی بر سر راه
نشسته بر سر خاکستر آنگاه ۱

زمانی اشک چون گوهر فشاندی
زمای نیز خاکستر فشاندی ۲

یکی گفت ای بخاکستر گرفتار
چرا پیوسته می‌گرئی چنین زار ۳

چنین گفت او که پر شورست جانم
چو شمعی غرقه اندر اشک ازانم ۴

که حق می‌بایدم بی غیر و بی پیچ
ولی حق را نمی‌باید مرا هیچ ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:(۱۱) حکایت دعاگوی و دیوانه
گوهر بعدی:(۱۳) مناجاة دیوانه با حق تعالی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.