خلاصه و ردهبندی سنی
15+
پسر از معشوق خود میپرسد که جادو چیست که بدون آن نمیتواند زندگی کند و چرا با وجود محبوب بودن سحر، نزد معشوقش معیوب به نظر میرسد. او میخواهد از راز سحر آگاه شود تا بتواند با معشوق همراه گردد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژههایی مانند 'سحر' و 'معیوب' نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک عمیقتر معانی دارد.
المقالة الثامنة
پسر گفتش بگو تا جادوئی چیست
که نتوانم دمی بی شوقِ آن زیست ۱
چو سحرم این چنین محبوب آمد
چرا نزدیک تو معیوب آمد ۲
مرا از سرِّ سحرآگاه گردان
پس آنگه با خودم همراه گردان ۳
که نتوانم دمی بی شوقِ آن زیست ۱
چو سحرم این چنین محبوب آمد
چرا نزدیک تو معیوب آمد ۲
مرا از سرِّ سحرآگاه گردان
پس آنگه با خودم همراه گردان ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
قبلی:بخش هفتم
گوهر بعدی:جواب پدر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.