این متن شعری است که در آن بوبکر سفاله درباره وضعیت خود سخن میگوید. او اشاره میکند که همیشه درگیر مشکلات است و به او گفته شده که در آب نشانده شده است، اما هرگز تر نمیشود. او تأکید میکند که حتی اگر در آب باشد، تر نمیشود و مانند شیر بیشه در این شرایط مقاوم است. همچنین، او از رنج و اندوه مردان میگوید و بیان میکند که اگر این درد را میداشت، جهانی از دلش خون میگرفت.
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، موضوعاتی مانند رنج و مقاومت نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً در سنین بالاتر وجود دارد.
(۹) حکایت ابوبکر سفاله
که با او هست پیوسته حواله ۱
همی گویند در آبم نشانده
که هرگز تر مگرد ای باز مانده ۲
که گرچه غرقهٔ امّا چنانی
که گر تر گردی از تر دامنانی ۳
مشو تر گر چه در آبی همیشه
درین معرض چه سنجد شیر بیشه ۴
که داند تا درین اندوه مردان
چگونه زار در خونند گردان ۵
اگر این درد بودی حاصل تو
جهانی خون گرفتی ازدل تو ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.