خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از درد و رنج انسانهایی سخن میگوید که در شرایط سخت زندگی میکنند و از طبیعت و شرایط نامساعد شکایت دارند. همچنین، به حالت مستی و بیخبری از دنیا اشاره میکند و از ساقی و جام شراب به عنوان نمادهایی برای فرار از واقعیت استفاده میشود.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به شراب و مستی ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد.
غزل ۶۹۹ - بیچاره کسی که می ندارد
بیچاره کسی که میْ ندارد
غوره به سَلَف هَمیفَشارد ۱
بیچاره زمین که شوره باشد
وین ابرِ کَرَم بَرو نَبارد ۲
باری دلِ من صَبوحْ مَست است
وامِ شبِ دوش میگُزارد ۳
گفتم به صَبوحْ خُفتگان را
پامُزدِ وِیْام که سَر بَرآرَد ۴
امروزْ گُریخت شَرم از من
او بر کَفِ مَستْ کِی نِگارَد؟ ۵
ساقیست گرفته گوشَم امروز
یک لحظه مرا نمیگُذارَد ۶
جامِ چو عَصاشْ اژدَها شُد
بر قِبْطیِ عقلْ میگُمارَد ۷
خاموش و بِبین که خُمِّ مَستان
چون جامِ شَریف میسِپارَد ۸
غوره به سَلَف هَمیفَشارد ۱
بیچاره زمین که شوره باشد
وین ابرِ کَرَم بَرو نَبارد ۲
باری دلِ من صَبوحْ مَست است
وامِ شبِ دوش میگُزارد ۳
گفتم به صَبوحْ خُفتگان را
پامُزدِ وِیْام که سَر بَرآرَد ۴
امروزْ گُریخت شَرم از من
او بر کَفِ مَستْ کِی نِگارَد؟ ۵
ساقیست گرفته گوشَم امروز
یک لحظه مرا نمیگُذارَد ۶
جامِ چو عَصاشْ اژدَها شُد
بر قِبْطیِ عقلْ میگُمارَد ۷
خاموش و بِبین که خُمِّ مَستان
چون جامِ شَریف میسِپارَد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۹۸ - آن کس که ز تو نشان ندارد
گوهر بعدی:غزل ۷۰۰ - آن خواجهٔ خوش لقا چه دارد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.