خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، بیانگر درد فراق و غم دوری از معشوق است. شاعر از بخت بد و روزگار ناسازگار شکایت میکند، اما همچنان به عشق و وفای معشوق امیدوار است. او از صحبت جانپرور خود یاد میکند و از حسد فلک به این رابطه میگوید. در نهایت، شاعر به روزی امید دارد که با سلامتی بازگردد و هوای معشوق از سرش بیرون نرود.
مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی در شعر وجود دارد که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۱ - ما برفتیم، تو دانی و دل غمخور ما
ما برفتیم، تو دانی و دل غمخور ما
بخت بد تا به کجا می برد آبشخور ما ۱
از نثار مژه چون زلف تو در زر گیرم
قاصدی کز تو سلامی برساند بر ما ۲
به دعا آمدهام هم به دعا دست بر آر
که وفا با تو قرین باد و خدا یاور ما ۳
فلک آواره به هر سو کندم میدانی؟
رشک میآیدش از صحبت جان پرور ما ۴
گر همه خلق جهان بر من و تو حیف برند
بکشد از همه انصاف ستم داور ما ۵
روز باشد که بیاید به سلامت بازم
ای خوش آن روز که آید به سلامی بر ما ۶
به سرت گر همه آفاق به هم جمع شوند
نتوان برد هوای تو برون از سر ما ۷
تا ز وصف رخ زیبای تو ما، دم زدهایم
ورق گل خجل است از ورق دفتر ما ۸
هر که گوید که کجا رفت خدا را حافظ
گو به زاری سفری کرد و برفت از بر ما ۹
بخت بد تا به کجا می برد آبشخور ما ۱
از نثار مژه چون زلف تو در زر گیرم
قاصدی کز تو سلامی برساند بر ما ۲
به دعا آمدهام هم به دعا دست بر آر
که وفا با تو قرین باد و خدا یاور ما ۳
فلک آواره به هر سو کندم میدانی؟
رشک میآیدش از صحبت جان پرور ما ۴
گر همه خلق جهان بر من و تو حیف برند
بکشد از همه انصاف ستم داور ما ۵
روز باشد که بیاید به سلامت بازم
ای خوش آن روز که آید به سلامی بر ما ۶
به سرت گر همه آفاق به هم جمع شوند
نتوان برد هوای تو برون از سر ما ۷
تا ز وصف رخ زیبای تو ما، دم زدهایم
ورق گل خجل است از ورق دفتر ما ۸
هر که گوید که کجا رفت خدا را حافظ
گو به زاری سفری کرد و برفت از بر ما ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
قبلی:حافظ
گوهر بعدی:شماره ۲ - صبح دولت میدمد کو جام همچون آفتاب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.