خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر زیبایی معشوق و احساسات عمیق خود را توصیف میکند. او از رنج هجران و عشق بیپایان خود سخن میگوید و آرزو میکند که معشوق نیز احساسات او را درک کند.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۶۸۸ - روی تو به رنگ ریز کان ماند
رویِ تو به رَنگْ ریزِ کان مانَد
زُلْفِ تو به نَقْش بَندِ جان مانَد ۱
گَر سایهٔ برگِ گُل فُتَد بر تو
بر عارضِ نازُکَتْ نشان مانَد ۲
روزی گُذَرَد زِ هَجْرِ تو سالی
مِسکین عاشقْ چِسان جوان مانَد؟ ۳
دِلْتَنگ نِیَم اگرچه دلْ تَنگم
کاخِر دلِ من بدان دَهان مانَد ۴
در چَشمِ من آی تا تو هم بینی
یک تَنْ که به صد هزارْ جان مانَد ۵
زُلْفِ تو به نَقْش بَندِ جان مانَد ۱
گَر سایهٔ برگِ گُل فُتَد بر تو
بر عارضِ نازُکَتْ نشان مانَد ۲
روزی گُذَرَد زِ هَجْرِ تو سالی
مِسکین عاشقْ چِسان جوان مانَد؟ ۳
دِلْتَنگ نِیَم اگرچه دلْ تَنگم
کاخِر دلِ من بدان دَهان مانَد ۴
در چَشمِ من آی تا تو هم بینی
یک تَنْ که به صد هزارْ جان مانَد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۸۷ - کی باشد کاین قفص چمن گردد؟
گوهر بعدی:غزل ۶۸۹ - دوش از بت من جهان چه میشد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.