خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و شیدایی خود به معشوق سخن میگوید. او از زیبایی و جذابیت معشوق، مستی و بیخودی ناشی از عشق، و ناتوانی عقل در برابر احساسات عاشقانه میسراید. همچنین، به ستایش خداوند و عظمت او اشاره میکند.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا نامفهوم باشد.
غزل ۶۵۹ - دلم امروز خوی یار دارد
دِلَم امروزْ خویِ یار دارد
هَوایِ رویِ چون گُلْنار دارد ۱
که طاووس آن طَرَف پَر میفَشانَد
که بُلبُل آن طَرَف تَکرار دارد ۲
صدایِ نایْ آن جا نُکته گوید
نَوایِ چَنگْ بس اَسْرار دارد ۳
بِگَهْ بَرخیز فردا سویِ او رو
که او عاشقْ چو من بسیار دارد ۴
چو بُگْشایَد رُخان تو دلْ نِگَه دار
که بَس آتش در آن رُخسار دارد ۵
وَلیکِن عقلْ کو آن لحظه دل را؟
که دلها را لَبَش خَمّار دارد ۶
زِ ما کاری مَجو چون دادهیی میْ
که میْ مَر مَرد را بیکار دارد ۷
دِلَم اُفتان و خیزانْ دوش آمد
که میْ مَستیِّ او اِظْهار دارد ۸
دویدم پیش و گفتم باده خوردی؟
نمی تَرسی که عقلْ اِنْکار دارد؟ ۹
چو بو کردم دَهانَش را بِدیدَم
که بویِ آن پَری دیدار دارد ۱۰
خداوندیِّ شَمسُ الدّینِ تبریز
که بویِ خالِقِ جَبّار دارد ۱۱
زِ بو تا بویْ فرقی بَس عَظیم است
و او بیحَدّ و بیمِقْدار دارد ۱۲
هَوایِ رویِ چون گُلْنار دارد ۱
که طاووس آن طَرَف پَر میفَشانَد
که بُلبُل آن طَرَف تَکرار دارد ۲
صدایِ نایْ آن جا نُکته گوید
نَوایِ چَنگْ بس اَسْرار دارد ۳
بِگَهْ بَرخیز فردا سویِ او رو
که او عاشقْ چو من بسیار دارد ۴
چو بُگْشایَد رُخان تو دلْ نِگَه دار
که بَس آتش در آن رُخسار دارد ۵
وَلیکِن عقلْ کو آن لحظه دل را؟
که دلها را لَبَش خَمّار دارد ۶
زِ ما کاری مَجو چون دادهیی میْ
که میْ مَر مَرد را بیکار دارد ۷
دِلَم اُفتان و خیزانْ دوش آمد
که میْ مَستیِّ او اِظْهار دارد ۸
دویدم پیش و گفتم باده خوردی؟
نمی تَرسی که عقلْ اِنْکار دارد؟ ۹
چو بو کردم دَهانَش را بِدیدَم
که بویِ آن پَری دیدار دارد ۱۰
خداوندیِّ شَمسُ الدّینِ تبریز
که بویِ خالِقِ جَبّار دارد ۱۱
زِ بو تا بویْ فرقی بَس عَظیم است
و او بیحَدّ و بیمِقْدار دارد ۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۵۸ - بگو دل را که گرد غم نگردد
گوهر بعدی:غزل ۶۶۰ - نشرنا فی ربیع الوصل بالورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.