خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از مفاهیم عرفانی و اخلاقی مانند توبه، دعا، وفا، و نور الهی سخن میگوید. شاعر از خواننده میخواهد که به سوی توبه و پاکسازی درون روی آورد و از جفاجویی و گناه دست بردارد. همچنین، به یادآوری مرگ و قضا اشاره میکند و تأکید میکند که تنها نور الهی میتواند راهنمای انسان در زندگی و پس از مرگ باشد.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند مرگ و قضا ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین و نامفهوم باشد.
غزل ۶۱۱ - ای خفته شب تیره هنگام دعا آمد
ای خُفته شبِ تیره هنگامِ دُعا آمد
وِیْ نَفْسِ جَفاپیشه هنگامِ وَفا آمد ۱
بِنْگَر به سویِ روزَن بُگْشایْ دَرِ توبه
پَرداخته کُن خانه هین نوبَتِ ما آمد ۲
از جُرم و جَفاجویی چون دست نمیشویی؟
بر رویْ بِزَن آبی میقاتِ صَلا آمد ۳
زین قبله به یاد آری چون رو به لَحَد آری
سودَت نکُند حَسرت آن گَهْ که قَضا آمد ۴
زین قبله بِجو نوری تا شمعِ لَحَد باشد
آن نور شود گُلْشَن چون نورِ خدا آمد ۵
وِیْ نَفْسِ جَفاپیشه هنگامِ وَفا آمد ۱
بِنْگَر به سویِ روزَن بُگْشایْ دَرِ توبه
پَرداخته کُن خانه هین نوبَتِ ما آمد ۲
از جُرم و جَفاجویی چون دست نمیشویی؟
بر رویْ بِزَن آبی میقاتِ صَلا آمد ۳
زین قبله به یاد آری چون رو به لَحَد آری
سودَت نکُند حَسرت آن گَهْ که قَضا آمد ۴
زین قبله بِجو نوری تا شمعِ لَحَد باشد
آن نور شود گُلْشَن چون نورِ خدا آمد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۱۰ - نان پاره ز من بستان جان پاره نخواهد شد
گوهر بعدی:غزل ۶۱۲ - بگذشت مه روزه عید آمد و عید آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.