خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به دنبال عشقی خالص و بیریا است که از خودبینی و غرور به دور باشد. او دلهایی را میستاید که مانند صدف، گوهر عشق را در خود جای دادهاند و از دلهای سنگین و مغرور که خود را صاحب گوهر میپندارند، دوری میجوید. شاعر از عشق به خدا و دوری از غم و خودبینی سخن میگوید.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم انتزاعی مانند عشق به خدا و دوری از خودبینی، برای مخاطبان جوانتر ممکن است چالشبرانگیز باشد.
غزل ۵۸۴ - یکی گولی همیخواهم که در دلبر نظر دارد
یکی گولی هَمیخواهم که در دِلْبَر نَظَر دارد
نمیخواهم هُنرمندی که دیده در هُنر دارد ۱
دلی همچون صَدَف خواهم که در جانْ گیرد آن گوهر
دلِ سنگین نمیخواهم که پِنْدارَد گُهَر دارد ۲
زِ خودبینی جُدا گشته پُر از عشقِ خدا گشته
زِ مالشهایِ غمْ غافل به مالَنْده عَبَر دارد ۳
نمیخواهم هُنرمندی که دیده در هُنر دارد ۱
دلی همچون صَدَف خواهم که در جانْ گیرد آن گوهر
دلِ سنگین نمیخواهم که پِنْدارَد گُهَر دارد ۲
زِ خودبینی جُدا گشته پُر از عشقِ خدا گشته
زِ مالشهایِ غمْ غافل به مالَنْده عَبَر دارد ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۸۳ - رسیدم در بیابانی که عشق از وی پدید آید
گوهر بعدی:غزل ۵۸۵ - مرا دلبر چنان باید که جان فتراک او گیرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.