خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از خواب و رویا سخن میگوید و بیان میکند که خواب آیینهی خیال است و تعبیر آن بستگی به خوب یا بد دیدن آن دارد. شاعر همچنین به شب قدر و شب قبر اشاره میکند و تفاوتهای این دو شب را بیان میکند. در ادامه، شاعر از خواب خوش و شراب سخن میگوید و آرزو میکند که فردا از غم رها شود.
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند شب قدر و شب قبر نیاز به دانش و درک بیشتری از فرهنگ و ادبیات فارسی دارد.
غزل ۵۸۲ - اگر خواب آیدم امشب سزای ریش خود بیند
اگر خواب آیَدَم امشب سِزایِ ریشِ خود بیند
به جایِ مَفْرَش و بالین همه مُشت و لَگَد بیند ۱
اَزیرا خوابْ کَژْ بیند که آیینهیْ خیال است او
که مَعلوم است تَعْبیرش اگر او نیک و بَد بیند ۲
خصوصاً اَنْدَرین مَجْلِس که امشب دَرنمیگُنجَد
دو چَشمِ عقلِ پایان بین که صد ساله رَصَد بیند ۳
شبِ قَدْر است وَصلِ او شبِ قَبر است هَجْرِ او
شبِ قَبر از شبِ قَدْرَشْ کَرامات و مَدَد بیند ۴
خُنُک جانی که بر بامَشْ هَمی چوبَک زَنَد امشب
شود هَمچون سَحَر خندان عَطایِ بیعَدَد بیند ۵
بُرو ای خوابْ خاری زن تو اَنْدَر چَشم نامَحْرَم
که حیف است آن که بیگانه دَرین شبْ قَدّ و خَد بیند ۶
شرابش دِهْ بِخوابانَش بُرون بَر از گُلِسْتانَش
که تا در گَردنْ او فردا زِ غمْ حَبْلِ مَسَد بیند ۷
بِبُردی روز در گفتن چو آمد شبْ خَمُش باری
که هَرکْ از گفتْ خامُش شُد عِوَض گُفتِ اَبَد بیند ۸
به جایِ مَفْرَش و بالین همه مُشت و لَگَد بیند ۱
اَزیرا خوابْ کَژْ بیند که آیینهیْ خیال است او
که مَعلوم است تَعْبیرش اگر او نیک و بَد بیند ۲
خصوصاً اَنْدَرین مَجْلِس که امشب دَرنمیگُنجَد
دو چَشمِ عقلِ پایان بین که صد ساله رَصَد بیند ۳
شبِ قَدْر است وَصلِ او شبِ قَبر است هَجْرِ او
شبِ قَبر از شبِ قَدْرَشْ کَرامات و مَدَد بیند ۴
خُنُک جانی که بر بامَشْ هَمی چوبَک زَنَد امشب
شود هَمچون سَحَر خندان عَطایِ بیعَدَد بیند ۵
بُرو ای خوابْ خاری زن تو اَنْدَر چَشم نامَحْرَم
که حیف است آن که بیگانه دَرین شبْ قَدّ و خَد بیند ۶
شرابش دِهْ بِخوابانَش بُرون بَر از گُلِسْتانَش
که تا در گَردنْ او فردا زِ غمْ حَبْلِ مَسَد بیند ۷
بِبُردی روز در گفتن چو آمد شبْ خَمُش باری
که هَرکْ از گفتْ خامُش شُد عِوَض گُفتِ اَبَد بیند ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۸۱ - مه دی رفت و بهمن هم بیا که نوبهار آمد
گوهر بعدی:غزل ۵۸۳ - رسیدم در بیابانی که عشق از وی پدید آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.