خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به توصیف طبیعت و تغییرات فصلها میپردازد. شاعر از عناصر طبیعی مانند ابر، رعد، درختان و بهار استفاده میکند تا احساسات و حالات درونی خود را بیان کند. همچنین، از تشبیهات و استعارههای زیبا برای توصیف رابطهی عاشقانه و تأثیرات آن بر روح و جسم استفاده شده است.
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی ادبی دارد.
غزل ۵۵۸ - یار مرا چو اشتران باز مهار میکشد
یارْ مرا چو اُشْتُران باز مِهار میکَشَد
اُشْتُرِ مَستِ خویش را در چه قِطار میکَشَد؟ ۱
جان و تَنَم بِخَستْ او شیشهٔ من شِکَستْ او
گردنِ من بِبَستْ او تا به چه کار میکَشَد ۲
شَسْتِ وِیْاَم چو ماهیان جانِبِ خُشک میبَرَد
دامِ دِلَم به جانِبِ میرِ شکار میکَشَد ۳
آن کِه قِطارِ ابر را زیرِ فَلَک چو اُشْتُران
ساقیِ دشت میکُند بر کُهْ و غار میکَشَد ۴
رَعْد هَمیزَنَد دُهُل زنده شُدهست جُزو و کُل
در دلِ شاخ و مَغزِ گُل بویِ بهار میکَشَد ۵
آنک ضَمیرِ دانه را عِلَّتِ میوه میکُند
رازِ دلِ درخت را بر سَرِ دار میکَشَد ۶
لُطفِ بهار بِشْکَنَد رنجِ خُمارِ باغ را
گرچه جَفایِ دِیْ کُنون سویِ خُمار میکَشَد ۷
اُشْتُرِ مَستِ خویش را در چه قِطار میکَشَد؟ ۱
جان و تَنَم بِخَستْ او شیشهٔ من شِکَستْ او
گردنِ من بِبَستْ او تا به چه کار میکَشَد ۲
شَسْتِ وِیْاَم چو ماهیان جانِبِ خُشک میبَرَد
دامِ دِلَم به جانِبِ میرِ شکار میکَشَد ۳
آن کِه قِطارِ ابر را زیرِ فَلَک چو اُشْتُران
ساقیِ دشت میکُند بر کُهْ و غار میکَشَد ۴
رَعْد هَمیزَنَد دُهُل زنده شُدهست جُزو و کُل
در دلِ شاخ و مَغزِ گُل بویِ بهار میکَشَد ۵
آنک ضَمیرِ دانه را عِلَّتِ میوه میکُند
رازِ دلِ درخت را بر سَرِ دار میکَشَد ۶
لُطفِ بهار بِشْکَنَد رنجِ خُمارِ باغ را
گرچه جَفایِ دِیْ کُنون سویِ خُمار میکَشَد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۵۷ - دل چو بدید روی تو چون نظرش به جان بود؟
گوهر بعدی:غزل ۵۵۹ - زهرهٔ عشق هر سحر بر در ما چه میکند؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.