خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از احساس ناامیدی و وابستگی شدید به معشوق سخن میگوید. او از معشوق میخواهد که به حالش رسیدگی کند و او را به دیگری حواله ندهد، زیرا تنها تکیهگاهش معشوق است. شاعر معشوق را صاحب عطا و غلب میداند و خود را کاملاً به او میسپارد.
متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و وابستگی عاشقانه است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
تکه ۴۶ - نظری فگن به حالم که ز دست رفت کارم
نظری فگن به حالم که ز دست رفت کارم
به کسم مکن حواله که به جز تو کس ندارم ۱
تو چو صاحب عطایی طلب منست از تو
چو تو غالبی بهر کس به تو خویش میسپارم ۲
به کسم مکن حواله که به جز تو کس ندارم ۱
تو چو صاحب عطایی طلب منست از تو
چو تو غالبی بهر کس به تو خویش میسپارم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:تکه ۴۵ - دریغم آید خواندن گزاف وار دو نام
گوهر بعدی:تکه ۴۷ - بوالعجب یاری ای یار خراسانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.