این متن شعری عرفانی است که به موضوعاتی مانند عشق الهی، فنا در معشوق، و تحول روحانی میپردازد. شاعر بیان میکند که آتش نمرود نتوانست پور آذر را بسوزاند، زیرا او پیش از آن به خاکستر تبدیل شده بود. این اشارهای است به فنا در عشق و رسیدن به حقیقت. همچنین، شاعر به تأثیر دیدن یا شنیدن نام معشوق قدسی اشاره میکند که میتواند باعث تحول روحانی شود. در پایان، از مخاطب دعوت میکند که از خود بگذرد و به حقیقت بپیوندد، چرا که چنین جانی برگزیدهی خداوند است.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، ممکن است برخی از اشارات و استعارات برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
تکه ۱۳ - آتش نمرود هرگز پور آذر را نسوخت
پور آذر پیش ازین آتش چو خاکستر شدهاست ۱
تا بدین آتش نسوزی تو یقین صافی نهای
خواه گو دیوانه خوانی خواه گویی بیهدهاست ۲
ای دریغا جان قدسی کز همه پوشیدهاست
بس که دیدست روی او یا نام او بشنیدهاست ۳
هر که بیند در زمان آن حسن او کافر شود
ای دریغا کین شریعت کفر ما ببریدهاست ۴
کون و کان بر هم زن و از خود برون شو یک رهی
کین چنین جان را خدا از دو جهان بگزیدهاست ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.