خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن خود را به عنوان فردی نابکار، خاکسار و زشتکارتر از همه توصیف میکند. او اعتراف میکند که هیچکس در جهان به اندازه او درگیر رنج و مشکلات نیست، اما در عین حال در موقف جلال (موقعیت بزرگی) ناامیدترین فرد است، اما همچنان امیدوارترین است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و روانشناختی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی مانند ناامیدی و امیدواری ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۰۷ - در شهر مرد نیست ز من نابکارتر
در شهر مرد نیست ز من نابکارتر
مادر پسر نزاد ز من خاکسارتر ۱
مغ با مغان به طوع ز من راستگوی تر
سگ با سگان به طبع ز من سازگارتر ۲
از مغ هزار بار منم زشت کیشتر
وز سگ هزار بار منم زشت کارتر ۳
هر چند دانم این به یقین کز همه جهان
کس راز حال من نبود کارزارتر ۴
اینست جای شکر که در موقف جلال
نومیدتر کسی بود امیدوارتر ۵
مادر پسر نزاد ز من خاکسارتر ۱
مغ با مغان به طوع ز من راستگوی تر
سگ با سگان به طبع ز من سازگارتر ۲
از مغ هزار بار منم زشت کیشتر
وز سگ هزار بار منم زشت کارتر ۳
هر چند دانم این به یقین کز همه جهان
کس راز حال من نبود کارزارتر ۴
اینست جای شکر که در موقف جلال
نومیدتر کسی بود امیدوارتر ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۶ - ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی
بعدی:طریق التحقیق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.