خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از همراهی با یار خود به گلزار میگوید و از نگاه بیخبرانه خود به گلها ابراز پشیمانی میکند. یارش او را به خاطر این بیتوجهی سرزنش میکند و از او میخواهد که به جای گلها به رخسار او بنگرد.
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و اخلاقی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ عاطفی و فکری دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان شاعرانه ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
رباعی ۱۷۹۵ - با یار به گلزار شدم رهگذری
با یار به گلزار شدم رهگذری
بر گل نظری فکندم از بیخبری ۱
دلدار به من گفت که شرمت بادا
رخسار من اینجا و تو بر گل نگری ۲
بر گل نظری فکندم از بیخبری ۱
دلدار به من گفت که شرمت بادا
رخسار من اینجا و تو بر گل نگری ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۷۹۴ - با نااهلان اگر چو جانی باشی
گوهر بعدی:رباعی ۱۷۹۶ - بد میکنی و نیک طمع میداری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.