خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به مفاهیمی مانند عشق، معرفت، و توجه به عالم معنوی اشاره دارد. شاعر از عشق به عنوان نیرویی یکتا و بیهمتا یاد میکند و به خواننده توصیه میکند که از دنیای مادی فاصله بگیرد و به عالم معنوی روی آورد. همچنین، در این شعر به شخصیت شمس تبریز به عنوان نماد عرفان و معرفت اشاره شده است.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۵۰۰ - قبله امروز جز شهنشه نیست
قبله امروز جُز شَهَنشَه نیست
هر کِه آید به دَر بگو رَه نیست ۱
عُذر گو، وَزْ بَهانه آگَهْ باش
همه خُفتَند و یک کَس آگَه نیست ۲
نَگُذارد، نه کوتَه و نه دراز
آتشی کو دراز و کوتَه نیست ۳
در چَهِ طَبْعِ تو خیالات است
یوسُفی بیحِبالْ در چَهْ نیست ۴
چون که گندم رَسید مَغز آکَنْد
هَمرَهِ ماست و هَمرهِ کَهْ نیست ۵
پاره پاره کُند یکایک را
عشقْ آن یک که پارهٔ دَهْ نیست ۶
گَهْ گَهی میکَشند گوشِ تو را
سویِ آن عالَمی که گَهْ گَه نیست ۷
شَمسِ تبریز شاهِ تُرکان است
رو به صَحرا که شَهْ به خَرگَه نیست ۸
هر کِه آید به دَر بگو رَه نیست ۱
عُذر گو، وَزْ بَهانه آگَهْ باش
همه خُفتَند و یک کَس آگَه نیست ۲
نَگُذارد، نه کوتَه و نه دراز
آتشی کو دراز و کوتَه نیست ۳
در چَهِ طَبْعِ تو خیالات است
یوسُفی بیحِبالْ در چَهْ نیست ۴
چون که گندم رَسید مَغز آکَنْد
هَمرَهِ ماست و هَمرهِ کَهْ نیست ۵
پاره پاره کُند یکایک را
عشقْ آن یک که پارهٔ دَهْ نیست ۶
گَهْ گَهی میکَشند گوشِ تو را
سویِ آن عالَمی که گَهْ گَه نیست ۷
شَمسِ تبریز شاهِ تُرکان است
رو به صَحرا که شَهْ به خَرگَه نیست ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۹۹ - عشق جز دولت و عنایت نیست
گوهر بعدی:غزل ۵۰۱ - امشب از چشم و مغز، خواب گریخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.