خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر بیان میکند که اگر معشوق از او دوری کند، او نیز از جان و دل خود میگریزد. سپس با تشبیه معشوق به تیر و خود به کمان، این گریز را طبیعی میداند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و تمثیلهای پیچیده است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، درک عمیقتر آن نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد.
رباعی ۱۶۶۸ - از جان بگریزم ار ز جان بگریزی
از جان بگریزم ار ز جان بگریزی
از دل بگریزم ار از آن بگریزی ۱
تو تیری و ما همچو کمانیم هنوز
تیری چه عجب گر ز کمان بگریزی ۲
از دل بگریزم ار از آن بگریزی ۱
تو تیری و ما همچو کمانیم هنوز
تیری چه عجب گر ز کمان بگریزی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۶۶۷ - از آب و گلی نیست بنای چو توئی
گوهر بعدی:رباعی ۱۶۶۹ - از چهرهٔ آفتاب مهوش گردی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.