خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از ملاقات ناگهانی ماه یغمایی در شب میگوید که با بیمیلی و حسرت از او دور میشود و از عشق بیپاسخ و فرصتهای از دست رفته سخن میگوید.
متن دارای مضامین عاشقانه و حسرتآلود است که درک آن به بلوغ عاطفی و شناخت ادبی نیاز دارد. همچنین، زبان شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
رباعی ۱۶۵۳ - آمد بر من دوش مه یغمائی
آمد بر من دوش مه یغمائی
گفتم که برو امشب اینجا نائی ۱
میرفت و همی گفت زهی سودائی
دولت بدر آمده است و در نگشائی ۲
گفتم که برو امشب اینجا نائی ۱
میرفت و همی گفت زهی سودائی
دولت بدر آمده است و در نگشائی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۶۵۲ - یارب تو یکی یار جفا کارش ده
گوهر بعدی:رباعی ۱۶۵۴ - آن چیز که هست در سبد میدانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.