خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این بیتها از عشق و دلدادگی سخن میگوید و از زلف یار به عنوان منبع روشنایی یاد میکند. او اشاره میکند که هرچه سر به سوی آن زلف دارد، زنده میشود و در آنجا همه چیز جان دارد و تن نیست.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، درک عمیقتر این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات و اصطلاحات شعری دارد.
رباعی ۱۶۲۸ - زلف تو که یکروزم از او روشن نه
زلف تو که یکروزم از او روشن نه
با خاک برآورد سرو با من نه ۱
با هرچه درآرد سر او زنده شود
کانجا همه جانست سراسر تن نه ۲
با خاک برآورد سرو با من نه ۱
با هرچه درآرد سر او زنده شود
کانجا همه جانست سراسر تن نه ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۶۲۷ - روی تو نماز آمد و چشمت روزه
گوهر بعدی:رباعی ۱۶۲۹ - سه چیز ز من ربودهای بگزیده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.