خلاصه و ردهبندی سنی
12+
این متن شعری است که به زیباییهای طبیعت و تغییر فصلها اشاره دارد. شاعر از شکوفهها، باغها، و نشانههای بهار سخن میگوید و آن را با مفاهیم معنوی مانند رستاخیز و حیات دوباره پیوند میدهد. همچنین، از مفاهیمی مانند نور، حیات، و نشانههای الهی در طبیعت استفاده شده است.
این متن دارای مفاهیم عمیق و استعاری است که ممکن است برای کودکان زیر 12 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگان و مفاهیم معنوی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
غزل ۴۸۲ - برات عاشق نو کن رسید روز برات
بَراتِ عاشقْ نو کُن رَسید روزِ بَرات
زَکاتِ لَعْلْ اَدا کُن رَسید وَقتِ زَکات ۱
بَرات و قَدْرِ خیالَت دو عیدِ چُسِت وصال
چو این و آن نَبُوَد هست نوبَتِ حَسَرات ۲
به باغهایِ حَقایقْ بَراتِ دوست رَسید
زِ تَخته بَندِ زمستانْ شکوفه یافت نَجات ۳
چو طوطیانْ خَبَرِ قَندِ دوست آوردند
زِ دشت و کوه بِرویید صد هزار نَبات ۴
دو شادی است عروسانِ باغ را امروز
وَفات دَر بِگُشاد و خَریفْ یافت وفات ۵
بیا که نورِ سَماواتْ خاک را آراست
شکوفه نورِ حَق است و درختْ چون مِشْکات ۶
جهان پُر از خَضِرِ سَبزپوش دانی چیست؟
که جوش کرد زِ خاک و درختْ آبِ حَیات ۷
زِ لامَکان بِرَسیدهست حورْ سویِ مکان
زِ بیجِهَت بِرَسیدهست خُلدْ سویِ جِهات ۸
طُیورْ نَعرهٔ اَرْنی هَمیزَنَند چرا؟
که طور یافت رَبیع و کَلیمِ جانْ میقات ۹
به باغ آی و قیامَت بِبین و حَشرْ عِیان
که رَعدْ نَفْخهٔ صور آمد و نُشورِ مَوات ۱۰
اَذانِ فاخته دیدیم و قامَتِ اَشْجار
خَموش کُن که سُخَن شَرط نیست وَقتِ صَلات ۱۱
زَکاتِ لَعْلْ اَدا کُن رَسید وَقتِ زَکات ۱
بَرات و قَدْرِ خیالَت دو عیدِ چُسِت وصال
چو این و آن نَبُوَد هست نوبَتِ حَسَرات ۲
به باغهایِ حَقایقْ بَراتِ دوست رَسید
زِ تَخته بَندِ زمستانْ شکوفه یافت نَجات ۳
چو طوطیانْ خَبَرِ قَندِ دوست آوردند
زِ دشت و کوه بِرویید صد هزار نَبات ۴
دو شادی است عروسانِ باغ را امروز
وَفات دَر بِگُشاد و خَریفْ یافت وفات ۵
بیا که نورِ سَماواتْ خاک را آراست
شکوفه نورِ حَق است و درختْ چون مِشْکات ۶
جهان پُر از خَضِرِ سَبزپوش دانی چیست؟
که جوش کرد زِ خاک و درختْ آبِ حَیات ۷
زِ لامَکان بِرَسیدهست حورْ سویِ مکان
زِ بیجِهَت بِرَسیدهست خُلدْ سویِ جِهات ۸
طُیورْ نَعرهٔ اَرْنی هَمیزَنَند چرا؟
که طور یافت رَبیع و کَلیمِ جانْ میقات ۹
به باغ آی و قیامَت بِبین و حَشرْ عِیان
که رَعدْ نَفْخهٔ صور آمد و نُشورِ مَوات ۱۰
اَذانِ فاخته دیدیم و قامَتِ اَشْجار
خَموش کُن که سُخَن شَرط نیست وَقتِ صَلات ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۸۱ - چه گوهری تو که کس را به کف بهای تو نیست
گوهر بعدی:غزل ۴۸۳ - هر آن که از سبب وحشت غمی تنهاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.