خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از لحظهای سخن میگوید که گوهر ناگفته آشکار میشود و سرها به هم نزدیک شده و رازها بیان میگردد. سپس اشاره میکند که جهان از باد آشفته شده و از مخاطب میخواهد که در این آشفتگی، مست و خفته باشد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
رباعی ۱۵۹۳ - آن دم که رسی به گوهر ناسفته
آن دم که رسی به گوهر ناسفته
سرها به هم آورده و سرها گفته ۱
کهدان جهان ز باد شد آشفته
برتو بجوی که مست باشی خفته ۲
سرها به هم آورده و سرها گفته ۱
کهدان جهان ز باد شد آشفته
برتو بجوی که مست باشی خفته ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۵۹۲ - آمد بر من خیال جانان ز پگه
گوهر بعدی:رباعی ۱۵۹۴ - آنکس که ز دست شد بر او دست منه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.