خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد و رنج خود میگوید و از آب، آتش و جان میخواهد که او را ترک کنند. او به شرایط سخت خود اشاره میکند و میگوید زمانی که تنها نماندهاند، نباید به دنبال آب بود.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به رنج و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
رباعی ۱۵۳۶ - ای آب از این دیدهٔ بیخواب برو
ای آب از این دیدهٔ بیخواب برو
وی آتش از این سینهٔ پرتاب برو ۱
وی جان چو تنی که مسکنت بود نماند
بیآبی خود مجوی و بر آب برو ۲
وی آتش از این سینهٔ پرتاب برو ۱
وی جان چو تنی که مسکنت بود نماند
بیآبی خود مجوی و بر آب برو ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۵۳۵ - از گنج قدم شدیم ویرانهٔ او
گوهر بعدی:رباعی ۱۵۳۷ - ای از دل و جان لطیفتر قالب تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.