خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از دلشکستگی و رنج عاشقانه میگوید. او بیان میکند که معشوق با تمام عشق و فریبش دل او را برد، اما وقتی به درون آن نگاه کرد، پر از زخم و خون بود. سپس معشوق دستور میدهد که دل را در آتش بگذارند، زیرا هنوز نپخته و خام است و به همین دلیل پر از خون است.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به زخم و خون میتواند برای کودکان نامناسب باشد.
رباعی ۱۴۷۰ - دل برد ز من دوش به صد عشق و فسون
دل برد ز من دوش به صد عشق و فسون
بشکافت و بدید پر زخون بود درون ۱
فرمود در آتشش نهادن حالی
یعنی که نپخته است از آنست پر خون ۲
بشکافت و بدید پر زخون بود درون ۱
فرمود در آتشش نهادن حالی
یعنی که نپخته است از آنست پر خون ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۴۶۹ - دل باغ نهانست و درختان پنهان
گوهر بعدی:رباعی ۱۴۷۱ - دل گرسنهٔ عید تو شد چون رمضان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.