خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از عشق و جذبههای معنوی سخن میگوید. او از زیبایی و جلال معشوق و تأثیر عمیق او بر روح و جان سخن میراند. شاعر از مفاهیمی مانند ایمان، کفر، عشق، و جذبههای روحانی استفاده میکند و معشوق را به عنوان منبع الهام و کیمیا توصیف میکند که همه چیز را دگرگون میسازد.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۴۶۸ - با وی از ایمان و کفر باخبری کافریست
با وِیْ از ایمان و کُفر باخَبَری کافِریست
آن کِه ازو آگَهْ است از همه عالَم بَریست ۱
اَه که چه بیبَهرهاند باخَبَرانْ زان که هست
چهرهٔ او آفتاب طُرِّهٔ او عَنْبَریست ۲
آه ازان موسییی کان کِه بِدیدش دَمی
گشته رَمیده زِ خَلْق بر مَثَلِ سامِریست ۳
بر عددِ ریگ هست در هَوَسَش کوهِ طور
بر عَدَدِ اَخْتران ماهِ وِرا مُشتریست ۴
چَشمِ خَلایِق ازو بسته شُد از چَشم بَنْد
زان که مُسلَّم شُده چَشمِ وِرا ساحِریست ۵
اوست یکی کیمیا کَزْ تَبِشِ فِعْلِ او
زَرگَرِ عشقِ وِرا بر رُخِ من زَرگریست ۶
پایْ در آتش بِنِه هَمچو خَلیل ای پسر
کاتَش از لُطفِ او روضهٔ نیلوفریست ۷
چون رُخِ گُلْزارِ او هست چَراگاهِ روح
روحْ ازان لاله زار آه که چون پَروریست ۸
مَفْخَرِ جانْ شَمسِ دین عقل به تبریز یافت
آن گُهَری را که بَحر در نَظَرش سَرسَریست ۹
آن کِه ازو آگَهْ است از همه عالَم بَریست ۱
اَه که چه بیبَهرهاند باخَبَرانْ زان که هست
چهرهٔ او آفتاب طُرِّهٔ او عَنْبَریست ۲
آه ازان موسییی کان کِه بِدیدش دَمی
گشته رَمیده زِ خَلْق بر مَثَلِ سامِریست ۳
بر عددِ ریگ هست در هَوَسَش کوهِ طور
بر عَدَدِ اَخْتران ماهِ وِرا مُشتریست ۴
چَشمِ خَلایِق ازو بسته شُد از چَشم بَنْد
زان که مُسلَّم شُده چَشمِ وِرا ساحِریست ۵
اوست یکی کیمیا کَزْ تَبِشِ فِعْلِ او
زَرگَرِ عشقِ وِرا بر رُخِ من زَرگریست ۶
پایْ در آتش بِنِه هَمچو خَلیل ای پسر
کاتَش از لُطفِ او روضهٔ نیلوفریست ۷
چون رُخِ گُلْزارِ او هست چَراگاهِ روح
روحْ ازان لاله زار آه که چون پَروریست ۸
مَفْخَرِ جانْ شَمسِ دین عقل به تبریز یافت
آن گُهَری را که بَحر در نَظَرش سَرسَریست ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۶۷ - آن که چنان میرود ای عجب او جان کیست؟
گوهر بعدی:غزل ۴۶۹ - ای غم اگر مو شوی پیش منت بار نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.