خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر خطاب به عزیزی میگوید که او آشفتهحال به دنبال نشانهای از گمشدهاش میگردد. شاعر اشاره میکند که دیشب کمر او را از میان دید و هشدار میدهد که گمان بد به دیگران نبرد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
رباعی ۱۳۷۷ - آشفته همی روی بکوئی ای جان
آشفته همی روی بکوئی ای جان
میجوئی از آن گمشده خویش نشان ۱
من دوش بدیدم کمرت را ز میان
هان تا نبری گمان بد بر دگران ۲
میجوئی از آن گمشده خویش نشان ۱
من دوش بدیدم کمرت را ز میان
هان تا نبری گمان بد بر دگران ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۳۷۶ - یک دم که ز دیدار تو یک سو افتم
گوهر بعدی:رباعی ۱۳۷۸ - آمد دل من بهر نشانم گفتن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.