خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

شاعر از یار خود می‌گوید که با لطف به دیدارش آمده است. او از شب می‌خواهد اسرارش را فاش نکند، اما شب به او توصیه می‌کند که به عواقب کارش فکر کند، زیرا خورشید (روشنایی حقیقت) بالاخره اسرار را آشکار خواهد کرد.

متن دارای مفاهیم عاشقانه و اخلاقی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

رباعی ۱۲۳۲ - دوش آمده بود از سر لطفی یارم

دوش آمده بود از سر لطفی یارم
شب را گفتم فاش مکن اسرارم ۱

شب گفت پس و پیش نگه کن آخر
خورشید تو داری ز کجا صبح آرم ۲
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) قالب: رباعی تعداد ابیات: ۲ ۴۴۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:رباعی ۱۲۳۱ - دل میگوید که نقد این باغ دریم
گوهر بعدی:رباعی ۱۲۳۳ - دوش از سر مستی بخراشید رخم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.