خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از دل خود میپرسد که چرا به جای توجه به زیباییهای عالم، به چیزهای کمارزش میپردازد و از نداشتن بینش لازم برای دیدن جمال الهی شکایت میکند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با این مضامین ارتباط برقرار کنند.
رباعی ۱۱۶۰ - ای دل چو بهر خسی نشینی چکنم
ای دل چو بهر خسی نشینی چکنم
وز باغ مدام گل نچینی چکنم ۱
عالم همه از جمال او روشن شد
تو دیده نداری که ببینی چکنم ۲
وز باغ مدام گل نچینی چکنم ۱
عالم همه از جمال او روشن شد
تو دیده نداری که ببینی چکنم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۱۵۹ - ای دوست شکارم و شکاری دارم
گوهر بعدی:رباعی ۱۱۶۱ - ای دل ز جهانپان چرا داری بیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.