خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از گفتگو با اعضای بدنش (چشم، دل، و تن) میگوید که هر کدام خواستهای متفاوت دارند: چشم میخواهد جیحون شود، دل میخواهد پر از خون شود، و تن میخواهد رسوا شده و از شهر بیرون رانده شود.
متن دارای مضامین عرفانی و پیچیدهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند 'پر خون کردن دل' و 'رسوا کردن' ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح داشته باشد.
رباعی ۱۰۴۶ - گفتم چشمم گفت که جیحون کنمش
گفتم چشمم گفت که جیحون کنمش
گفتم که دلم گفت که پر خون کنمش ۱
گفتم که تنم گفت در این روزی چند
رسوا کنم وز شهر بیرون کنمش ۲
گفتم که دلم گفت که پر خون کنمش ۱
گفتم که تنم گفت در این روزی چند
رسوا کنم وز شهر بیرون کنمش ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۰۴۵ - گر ناله کنم گوید یعقوب مباش
گوهر بعدی:رباعی ۱۰۴۷ - الجوهر فقر و سوی الفقر عرض
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.