خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق و اشتیاق شدید به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که جانش از آتش عشق او در جوشوشور است و از بادهٔ عشقش مدهوش شده است. او از حسرت در آغوش گرفتن معشوق فغان و خروش میکند.
متن حاوی مفاهیم عاشقانهی عمیق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند 'باده' و 'آتش' ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک صحیح داشته باشد.
رباعی ۹۹۷ - از آتش تو فتاده جانم در جوش
از آتش تو فتاده جانم در جوش
وز باده تو شده است جانم مدهوش ۱
از حسرت آنکه گیرمت در آغوش
هرجای کنم فغان و هر سوی خروش ۲
وز باده تو شده است جانم مدهوش ۱
از حسرت آنکه گیرمت در آغوش
هرجای کنم فغان و هر سوی خروش ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۹۹۶ - آنکس که نظر کند به چشم مستش
گوهر بعدی:رباعی ۹۹۸ - امروز حریف عشق بانگی زد فاش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.